احمد مجد الاسلام كرمانى

292

تاريخ انحطاط مجلس ( فارسى )

قتل نميتوانستند محكوم دارند و تقرير هم كه هرگز به اين اندازه وارد نشده نه اينكه هفت نفر مسلمان را براى خون يك نفر گبر بكشند چه اين قسم تازيانه زدن در واقع هزار درجه از كشتن سخت‌تر بوده است و ميگفتند اين احكام غير ما انزل اللّه نتيجه مشروطيت است . اما مردمان متمدن معلوم است هرگز راضى نميشدند كه اين گونه مجازات بر افراد بنى آدم اجرا شود هزار و پانصد تازيانه نه صد و پنجاه تازيانه نه پانزده تازيانه هرگز راضى نميشود بر بدن خر و گاو زده شود چه جاى بدن لطيف انسان و اعجب من كل هذه الامور كه اين هفت جثه بىروح يعنى مردگان مجروح را را فورا در حالت احتضار در گارى ريختند و به طرف كلات حركت دادند و يكدسته مردم ولگرد در جلوى گارى آنها داد ميزدند و زنده‌باد مجازات ميگفتند باز اگر اين مجازات بطور مساوات بود كسى اعتراض نميكرد اما بدبختانه و متاسفانه ديديم قاتل سيد در مجلس ماند و نه كسى باستنطاق قاتل پرداخت و نه كسى در مقام مجازات او برآمد و نه ملت نجيب غيور زنده‌باد مجازات گفتند لعنت خدا بر رشوه كه تمام خرابيهاى دنيا بواسطه رشوه است خداى من گواه است كه همانروز وقتى كه در حالت بهت و جنون باداره برگشتم به تمام اجزاى اداره‌ام گفتم كه من به چشم خودم ديدم كه مجلس ما امروز بباد رفت و آنها برعكس ميگفتند مجلس امروز قوت گرفت مجملا تمام نفوس متدينه و متمدنه آن روز از مجلس بيزار شدند و ديگر ذكر نكردند كه اين كار مربوط بمجلس نبوده آخوندهاى بىدين و ناطقين بىشرف و آئين و اجزاء عدليه بىمواجب رشوه گرفتند و تيشه به ريشه مشروطيت زدند و همانقسم كه قبلا نوشتيم فرق است بين اساس و اشخاص هرچه كردند همين چند نفر محدود معين كردند و تقصيرى بر اساس نبوده و نيست . بلى با آنكه من اول مشروطه‌طلب ايران هستم و در زمانيكه احدى كلمه مشروطه